تبليغاتX
گورین بو یه کسانی
تغییر برای برابری در کردستان

در ميزگردي با حضور اعضاي كمپين در شهرهاي مختلف عنوان شد

22 فروردین 1388 - تنظيم از زهره اسدپور / سایت تغییر برای برابری

زماني پيش تر ميز گردي داشتيم با اعضاي كمپين در شهرهاي مختلف، از اصفهان و تهران تا كرمانشاه و كردستان و رشت و قم. به دلايل زيادي در انتشار اين ميز گرد تاخير به وجود آمد، اما از آنجايي كه مباحث طرح شده شامل مرور زمان نشده اند و هنوز قابليت طرح دارند بر آن شديم كه هرچند با تاخير زماني، منتشر كنيم. در اين ميز گرد كه ساعتها به طول انجاميد اعضاي كمپين از شهرهاي مختلف، به بيان مشكلات و نقطه هاي قوت خود پرداختند، در اين ميان هرچند رسيدن به نقطه آغاز و عمل مشترك سه سند اصلي كمپين عنوان شده و پذيرفته شده بود اما رسيدن به استراتژي‌هاي مختلف منطبق با اين سه سند مسئله‌اي بود كه بحث زيادي در پي داشت. آنچه مي خوانيد شرح اين گفتگوهاست.

نفیسه آزاد از تهران: من خیلی خوشحالم که تعدادی از فعالین کمپین در شهرهای مختلف دور هم جمع شده ایم. البته دوست داشتیم که از تمام شهرها باشند که امکانش پیش نیامد.

بهتر است برای شروع، اعضا هر کدام از شهرها تاریخچه ای از اینکه چه‌طور شروع کرده‌اند یا چه‌طور می‌خواهد شروع کند یا چه طرح هایی داشته و الان برآوردش از کمپین چیست ارائه دهد. در واقع می خواهیم ببینیم فرصت هایی که در آینده برای کمپین تعریف می شود و چالش هایی که برای کمپین پیش رو داریم چیست؟ و چه راهکارهایی دارد؟

مطهره از سمنان: ما گروهی از اعضای تشکل های دانشجویی سمنان هستیم. فعالیت هایی که برای حقوق زن داریم تقریبا نوپا است. ابتدا تعدادمان کم بود و جدیدا زیادتر شده ایم، اولین کاری که انجام دادیم در مورد 8 مارس بود که یک نشریه منتشر کردیم و یک نمایشگاه عکس برگزار کردیم.

مشکلی که ما در دانشگاه داریم کمیته انظباطی است و ما کار زیادی نمی توانیم انجام دهیم و حتی برای برگزاری یک نمایشگاه که احتیاج به مجوز نبود می گفتند باید مجوز بگیرید و برای امضاء جمع کردن هم موقعیت خوب نیست. دانشجویانی هم که ممکن است امضاء کنند خارج دانشگاه می توانیم از آنها امضاء بگیریم و دانشجویان بومی با غیر بومی ها زیاد ارتباط نمی گیرند.

زهره اسدپور از رشت: حدود 3، 4 ماه بعد از شروع کمپین، فعالیت مان را شروع کردیم، اولین کارگاهمان در 27 بهمن 85 برگزار شد، در این مدت با توجه به اینکه سابقه فعالیت در حوزه زنان داشتیم، پس از شروع کمپین در رشت نیز مراسم های مختلفی برگزار کرده ایم ، مثلا به مناسبت 8 مارس یا روز 5 شهریور یا 22 خرداد مراسم بزرگداشت برگزار کرده ایم یا بروشور تهیه و پخش کرده ایم. یک سال پیش سایت کمپین در رشت را راه اندازی کردیم و الان علاوه بر جمع آوری امضاء و علاوه بر سایتی که هست با لحاظ کردن اهمیت کار مطالعاتی جلسه های منظم با هم داریم.

الگویی که به آن عمل کردیم این بود که بسته به علائق شخصی شان اعضای کمپین موضوعی در حوزه ی زنان انتخاب کنند و آن موضوع را در جلسات کنفرانس دهند و از همان موضوع کنفرانس نیز مقاله ای تهیه کنند و در وبسایت کمپین رشت منتشر شود. موضوعات مختلفی برای کنفرانسها انتخاب شده است، مثلا بحث حجاب، خانه های امن و سنت و مدرنیزه و... به این شکل علاوه برتقویت تئوریک اعضا توانایی نویسندگی فعالین نیز افزایش می یابد. همچنین ما در رشت کمیته هنری ای داریم که خیلی خوب کار می کند. برای سالگرد کمپین بروشوری منتشر کردیم ، همچنین پین و کارت پستال های ویژه سالگرد را نیز منتشر کرده ایم .

مریم از قم: 3 نفردر قم فعال هستیم. من اول نمی خواستم امضا جمع کنم چون برای خودم سخت بود و فقط می خواستم دفترچه بدهم. شروع کردم با دوستانم در اطرافم صحبت کردن و دیدم می توانم امضاء جمع کنم. در یکی از انجمن های سازمان ملی جوانان که بیشتر از دانشجویان قم هستند با بچه ها صحبت کردم و دیدم نظرات مشابه من دارند و آنجا کارگاه های حقوق شهروندی برگزار کردند. تا آنجایی که توانستم در حین امضا جمع کردن فعال پیدا کردم و از طریق انجمن به همایشی دعوت شدیم و جند نفر نیز در آنحا از کمپین استقبال کردند.

قم شهر کوچکی است که بسیار مهاجر پذیر است. در قم خانواده های قدیمی با هم زندگی می کنند، قومیت ها کنارهم زندگی می کنند مثلا ترک ها با هم یک جا زندگی می کنند، عرب ها با هم زندگی می کنند. یکی از مشکلاتی که اعضای کمپین در قم دارند این است که مثلا وقتی که بیرون می رویم امضاء جمع کنیم ممکن است اقوامشان آنها را ببینند و چون با خانواده هایشان هم نمی توانند سر این قضیه کنار بیایند کار کردن برایشان خیلی سخت هست. در محیط خانوادگی نمی توانند کار کنند، محیط های دانشگاه بسته است در فضای اجتماعی نیز نمی توانند فعالیت کنند.

به اعتقاد من بزرگترین مشکل زنان در قم تعدد زوجات است. در قم تعدد زوجات خیلی زیاد هست. آنقدر این موضوع در آنجا عادی است که هر لحظه زنان احساس می کنند، فردا صبح که بلند می شوند ممکن است بفهمند شوهرشان زن گرفته.

ما مشکلات زیادی در قم داریم. خود مردم آنجا خصوصا زنانشان خیلی منفعل هستند. به نظر من در قم برای فعالیت کردن و توضیح قوانین تبعیض آمیز فقط باید از راه مذهبی وارد شد.

نفیسه آزاد: قوانین ما از فقه شیعه گرفته شده و اگر بخواهد این قوانین عوض شود در واقع سرآغاز تغيير بايد همان فقه شيعه باشد كه به گفته بعضي از مراجع اين امكان هم هست. ممکن است هر کسی علاقه پیگیری این موضوع را نداشته باشد و اگر یک جمعی و یک جریانی به وجود بیاید که این کار را به شکل جدی تری دنبال کند خیلی خوب است.

مثلا تولید ادبیاتی که در چارچوب ادبیات فقهی و قم می تواند پتانسیل خوبی در این زمینه داشته باشد.

مهرنوش اعتمادی از اصفهان: ما هیچ پاسخی در حوزه فقه نداریم بدهیم و اگر شهر قم خودش این را انجام دهد و در آنجا جریانی باشد که نگاه برابری طلبی را از منظر شرعی و فقهی داشته باشند، پتانسیل خیلی خوبی است. همان طور که این کار در آفریقا انجام شد.

کاوه کرمانشاهی: به نظر من اگر قرار است کاری شود به اسم مذهب به کل کمپین تعمیم داده نشود. من می گویم با حفظ احترام جنبه انسانی اش را مطرح کنیم برای آنهایی که راحت تر قبول می کنند. و اگر لازم بود از طریق فتواها توضیح دهیم.

مهرنوش اعتمادی ازاصفهان: کمپین اصفهان 27 مهر 85 به کمپین یک میلیون امضاء پیوسته و بعد از تبریز دومین شهرستان بوده که وارد کمپین یک میلیون امضاء شده. اصفهان یک شهر سنتی خیلی بسته است بیشتر از آنچه که مذهبی باشد سنتی است و خانواده های اصفهانی اغلب در مقابل هر تغییر و تحولی که بخواهد درونشان وارد شود به شدت حالت تدافعی پیدا می کنند و هیچ تغییری را نمی پذیرند. یعنی در اصفهان خیلی بیشتر خانم ها در مقابل تغییر قوانین بیشتر مقاومت می کنند تا آقایان. زنان شرایط زندگی را همانطور که هست می پذیرند. شهر اصفهان به دو بخش تقسیم می شود یکی شهر اصفهان و یکی حومه اصفهان که مهاجرین هستند و معمولا در داخل شهر اصفهان بخاطر سنتی بودن جایگاهی ندارند بخاطر همین مسئله، فعالین در حوزه اصفهان تعدادشان خیلی کم هست و هیچ تشکل یا ngo ای مختص این مسئله در اصفهان وجود خارجی ندارد. در تمام این سالها من خودم با یک سری از دوستانم که سالها است در این حوزه کار می کنیم چند بار تلاش کردیم یک NGO مخصوص حقوق زنان در اصفهان تشکیل دهیم که نه با استقبال افراد جامعه برای شرکت مواجه شد و نه چارچوب اداری و دولتی اصفهان به ما اجازه فعالیت در این حوزه را داد بخاطر همین روند کمپین در اصفهان مشکلات زیادی را داشته . یکی دیگر از مشکلات خیلی بزرگمان در اصفهان فضای همیشه امنیتی اصفهان است. اصفهان بخاطر اینکه دو بخش کاملا مجزا و آشکار سیاسی دارد و هر کدام از این دو بخش سعی می کنند نظرات و قدرت خودشان را بر بخش دیگر تحمیل کنند، حتی در مواقعی که هیچ جای دیگری که فضای امنیتی نداشته باشد، شهر اصفهان همیشه فضای امنیتی دارد بخاطر همین مسائل کار کردن در کمپین اصفهان با مشکلات زیادی مواجه بوده.

در اصفهان ابتدای ورود کمپین خیلی سریع تعداد زیادی امضاء جمع شد و برای خود ما غیرقابل باور بود ولی بعد از گذشت چند ماه آن جمعی که دور هم جمع شده بودند، یا به کمیته دانشجویی احضار می شدند، یا مکان هایی که در آنجا جلسه تشکیل می شد تهدید کردند بخاطر همین از هم پاشید و بعد از یک مدت دوباره شکل گرفت و شروع به کار کرد ولی من فکر می کنم مهمترین مشکلی که در اصفهان داریم فضای شهر اصفهان است که فعالیت کردن در آن را خیلی مشکل کرده گرچه فعالان اصفهانی همیشه فعالیت شان را می کنند ولی به مراتب خیلی مشکل تر از شهرهای دیگر است. دوستان می گویند در شهر قم فضا خیلی بسته است ولی در اصفهان علاوه بر فضای بسته شهری فضای امنیتی و حکومتی هم خیلی شدید است و همین مسئله و مسئله سنت باعث شده که افراد در اصفهان خیلی محافظه کار باشند، شاید خیلی مخالف شرایط موجود باشند ولی به محض اینکه کمپین را می بری تا امضاء کنند بلافاصله در لاک دفاعی می روند و اصلا دیگر حاضر نیستند با آدم حرف بزنند. من فکر می کنم اینها مهمترین و عمده ترین مشکلاتی بودند که کمپین در اصفهان داشته . با این وجود افرادی که وارد کمپین شدند انگیزه های خیلی بالایی داشتند، تعداد خیلی زیادشان دانشجویانی بودند که از شهرهای دیگر در اصفهان درس می خواندند و تحت تاثیر این محیط سنتی شهر اصفهان نبودند و خیلی خوب کار کردند. ما به صورت هفتگی جلساتی را برگزار می کنیم. افرادی که وارد کمپین شدند در اصفهان، اولین بار فعالیت شان در حوزه زنان را با کمپین شروع کردند. به همین خاطرما با یکی دو نفر از وکیل های اصفهان صحبت کردیم و ازآنها دعوت کردیم آن مواد قانونی که مربوط به زنان می شود و ما هر بار در جلسات هفتگی مان یکی از مواد قانونی را در موردش صحبت می کنیم،آنها نیز نظرشان را بگویند واز پرونده هایی که در مورد آن تجربه داشتند مثال بزنند.

کاوه کرمانشاهی از کرمانشاه: امروز 20 ماه است که عضو کمپین شدم و در سال 85 اولین کارگاه در کرمانشاه برگزار شد. کرمانشاه اولین شهری بود که سایت مستقل از کمپین راه اندازی کرد. فعالیتش خوب بوده یک موقعی سطح بالا بوده و یک موقعی سطح پایین.امضای قابل توجهی جمع کرده ایم. تقریبا از یک گروه 30 نفره شروع کردیم و متاسفانه همان هفته اول با همان احضار اول در محل کار ما با ریزش نیرو مواجه شویم و 15 نفر از فعالین را ازدست دادیم و بعد از مدتی با 10 نفر ادامه دادیم به دلیل دستگیریهای اعضای کمپین درتهران و 2 نفر درکرمانشاه یک مدتی ضعیف عمل کردیم و بعد از آن باز بچه هایی که قبلا بودند دوباره جذب شدند و الان به هر حال کمپین ادامه دارد اما نه به همان صورت اول که شروع شد و آن توقعی که ما داشتیم عملی نشد.

شاید کرمانشاه یک مدل خیلی ملموس و بدی باشد از فعالیت کمپین. زمانی خیلی خوب فعالیت می کردیم اتفاقا نوشین احمدی خراسانی مطلبی را اخیرا در مورد کمپین نوشته بود بحث سازمانهای زنان و رابطه اش را با کمپین مطرح کرده بود ما در کرمانشاه خیلی ملموس با آن برخورد کرده بودیم. از روز اول کمپین را به عنوان یک انجمن مطرح کرده بودیم و به واسطه فعالیت قبلی که انجمن داشت و فعالیت هایی کنار کمپین انجام می دادیم خیلی زود شناخته شدیم، حساسیت ها خیلی زیاد شد و ارتباط ها محدود شد به انجمن. بعد از انحلال انجمن ما احساس کردیم که یک فضایی را از دست دادیم.

در شهری مثل کرمانشاه فعالیت راحت نیست، فعالان کمپین تقریبا نصف پسر و نصف دختر هستند، تعدادشان هم به اندازه ای نیست که کمیته ها را جدا کنیم . و از طرفی دخترها خیلی راحت نمی توانند وارد حوزه خصوصی شوند، به عنوان مثال ما جلسه ای را در یکی از پارک ها برگزار کردیم نزدیک بود که ما را بگیرند. و اگر بخواهیم جلسات را در منزل اعضا برگزار کنیم ممعمولا منزل دخترها پیشنهاد نمی شود و از طرفی در جلساتی که در منزل پسرها برگزار می شود دخترها به راحتی شرکت نمی کنند، بنابراین احتیاج به یک فضای قانونی داریم تا بتوانیم جلساتمان را در آن برگزار کنیم و فعالیتمان را گسترش دهیم.

پروین ذبیحی از مریوان: مسائلی که دوستان مطرح کردند همه در کردستان صدق می کند جو سیاسی، فضای تاثیر پذیری از عراق و جو امنیتی همه اینها دست به دست هم دادند. من 3،4 ماه بعد از شروع کمپین با آن آشنا شدم از همان روز اول خودم شروع کردم به جمع آوری امضاء و تبلیغ در مورد کمپین. کار خیلی خوب پیش می رفت.

زنان در کردستان مشکلات مختلفی دارند، از جمله ختنه زنان در آنجا خیلی زیاد است و در مورد برابری ارث گاهی حتی زنان مخالف هستند و می گویند اگر ارث بگیریم شوهرانمان همه را می خورند. چند همسری بی داد می کند. مثلا مرد ی می آید خانه و از سر عصبانیت قسم طلاق می خورد و طبق احوال شخصیه اهل سنت چنین طلاقی قانونی است و زن مجبور است بچه ها و خانه و زندگی اش را رها کند و برود. یا به عنوان مثالی دیگر، گاه دو تا مرد با دو تا خواهر ازدواج می کنند اگر یکی از این دو تا طلاق بگیرد آن یکی هم باید طلاق بگیرد و این مسئله به عنوان "زن به زن" نامیده شده است و به همین دلایل خودسوزی و قتلهای ناموسی در کردستان خیلی زیاد است. مسئله چند همسری عادی است و زنان مجبورند بپذیرند. اگر زنی مقاومت کند پول و طلایی می دهند و دهنش را می بندند. گاه زنان با وجود 5 تا 7 تا بچه مجبور به طلاق می شوند.

در چنین شرایطی در کردستان، فعالین کمپین هم خیلی منسجم نیستند. در کردستان فضا کاملا سیاسی است. راست و چپ سنتی و مدرن و رادیکال در آنجا فعالند. یکی اعلام می کند کمپین یک میلیون امضاء نوعی زد و بند است با حکومت و فتواها را قبول ندارند و یکی آن را به انحراف کشیدن زنان عنوان می کنند، ناسیونالیست ها به مسائل منطقه خودشان اولویت می دهند. و تا به حال از فعالیت های مدنی کردستان رسما حمایت نشده.

دستاوردهای کمپین :

نفیسه آزاد: من اگر بخواهم امروز بخواهم به اين دوساله آغاز به كار كمپين نگاه كنم می بینم از یک جهاتی دستاورد داشتیم یعنی اینکه مسئله زنان و گفتمان برابری طلبانه در قوانین را خیلی عمومی تر کرده ایم نسبت به آن چیزی که قبلا بوده، قبلا دغدغه ی مسائل زنان محدود می شد به آدمهای خاص در شرایط خاص ولی الان این طور نیست تبدیل شده به یک گفتمان عمومی .

من کمپین را طرحی نمی بینم که دو ساله تمام شده باشد، هیچ تجربه تغییر قانونی در هیچ کشوری دوساله تمام نشده حتی در کشورهایی که خیلی حمایتهای بزرگی داشته اند. سال اول کمپین سالی بود که با کش و قوس و شور و هیجان شروع شد و شتاب اولیه داشت، سال دوم سال سختی بود بخاطر اینکه کمپین هم شناخته شد و هم مطرح شد و بار امنیتی اش خیلی زیاد شد و آدمها به یک نظریاتی رسیده بودند و اتفاقاتی افتاد. به نظرمن به هر حال کفه موفقیت های کمپین نسبت به کاستی هایش سنگین تر بود.

مریم حسین خواه از تهران: به اعتقاد من درست است که دو سال از شروع کمپین گذشته است اما هنوز خیلی کار برای انجام دادن وجود دارد چه در تهران و چه در شهرستانها. برگزاری کارگاههایی مثل کارگاههای خشونت، حقوق شهروندی، ایجاد هسته های مطالعاتی ، سایت ها و وبلاگ ها. شکل گیری ارتباط بین شهرهای مختلف و مهمتر از این ارتباط با مردم و من فکر می کنم که خیلی جای کار داریم در این دوسال ما خیلی تلاش کردیم که با مردم حرف بزنیم ولی آدمهایی هم که امضا کردند هنوز جا برای اینکه نگرش هایشان راجع به زنان و قانون عوض شود خیلی هست.

درست است که به نتیجه نهایی که یک میلیون امضا است نرسیدیم ولی کارهای زیادی کردیم و آدمهای زیادی که قبلا کنشگر اجتماعی نبودند وارد ماجرا شدند و هزینه دادند و اینها همه دستاوردهای کمپین است و البته ضعف هایی هم از آنجایی که تا به حال تجربه انجام این کار را نداشتیم وجود داشت. نتایج این کارها برای جنبش زنان مفید خواهد بود. حتی از فعالان قدیمی سیاسی، اجتماعی شنیدم که این مدلی می تواند باشد برای خیلی از فعالیت های اجتماعی بعدی در ایران.

مهرنوش اعتمادی: به نظر من کمپین یک دستاورد بزرگ داشت من در حوزه زنان فعالیت داشتم و هیج وقت با این شهامت نمی توانستم به خیابان بروم و وارد گفتگو شوم مهمترین دستاورد کمپین برای من و خیلی از افراد جنبش زنان این بود که این فضا را به وجود آورد. تا به حال با مردم درباره حقوق صحبت نکرده بودیم و الان در اصفهان با مردم صحبت می کنیم و می بینیم عکس العملشان چی است. چه واکنشی نشان می دهند و چه حرفی می زنند؟ و شناخت عمیق تری از جامعه ای که در آن زندگی می کنم بدست آوردم و به این باور رسیدم که چیزی که آنها می خواستند من هم می خواستم و اینها همه دستاورد کمپین است و در کنار این مسئله همیشه افرادی وارد کمپین می شوند و کمپین گنجایش نامحدودی دارد. و هر روز به این افراد اضافه می شود همانطور که ممکن است ریزش نیرو داشته باشد نیروهای جدید هم جذب می کند.

زهره اسدپور: من معتقدم کمپین بستر مناسبی است تا ارتباط ارگانیک بین فعالین زنان در این بستر شکل گیرد و نضج یابد.

هما مداح از تهران:من تصورم این است که یک خوبی کمپین این است که یک پروژه تعریف شده است. کمپین خیلی انعطاف پذیراست و به این خاطر شکل متنوعی در شهرهای مختلف به خودش گرفت. خیلی جاها بچه ها به اصلاح طلب ها نزدیک شدند. در سمنان هم شما باید راهش را پیدا کنید و ما هم کمک می کنیم و می شود از پتانسیل جمع بودنشان استفاده کرد و حساسیت جنسیتی را شما بوجود بیاورید. کمپین یک پروژه مشترک بوده حول قوانین و نه موضوع خاصی بوده و ایران شمول بوده و همه را در بر داشته. اگر بخواهم در مورد چالشی که باهاش در تهران روبرو هستیم واقعا کمپین در تهران برای ما خیلی کار کرده بخاطر اینکه طیف خیلی وسیعی از بچه ها را جذب کرده. فکر می کنم چالش کمپین همان جذب داوطلب باشد یعنی در همه جا که خیلی سخت شده به دلایل مختلف مثلا بازداشت و به دلایل دیگر مثلا خانواده ها تحت فشار قرار دادند. جذب داوطلب فعالیت گسترده می طلبد و باید دو برابر صحبت کنیم.

چالش ها و راهکارها

نفیسه آزاد: در تمام شهرها ریزش نیرو فقط به دلایل امنیت نبود ریزش نیرو داشتیم و مسائل امنیتی نداشتیم. شاید بخاطر مشکل سازماندهی نیرو بود و به نظر من راجع به این صحبت بشود که نقاط ضعفش را صحبت کنیم.

مهرنوش اعتمادی: یک خصوصیتی که کمپین دارد انعطاف پذیری آن است اما من فکر می کنم استراتژیهای عملی در هر منطقه باید تعریف شود. مثلا هر منطقه در کشور ما با توجه به خصوصیات قومی و مذهبی و سنتی اشتراکاتی دارند، قم شهر مذهبی ای است و مشخصات خودش را دارد شاید پرداختن به مذهب برای قم خیلی مهم باشد. و در کردستان یا اصفهان مسایل دیگری اولویت داشته باشند. با توجه به شرایط باید استراتژی قوی برای خودمان تعریف کنیم و بگوییم که باید چه شیوه عملی را پیاده کنیم که هم مخاطبین خودمان را جذب کنیم و هم داوطلب جذب کنم و هم صحبت خودمان را در بعد وسیعتری منتقل کنیم.

در مورد ارتباط شهرها، پیشنهاد داده بودیم که کشور را منطقه بندی کنیم یعنی به صورت منطقه ای در کشور عمل کنیم. قبلا ما در در حوزه آموزش تجربه کرده بودیم کشور را بر حسب شرایط قومی و مشابهت هایی که دارند منطقه بندی کنیم و مثلا ما در اصفهان کارگاه مشترک با شرکت بچه های کرمان، قم، یزد و اصفهان برگزار کنیم چرا که از نظر فرهنگی و بافت سنتی این 4 استان خیلی شبیه هم هستند.

من فکر می کنم اگر این اتفاق در سال آینده اتفاق بیافتد خیلی خوب است چون اولا شهرستانهای آن منطقه مجاور همدیگر که از نظر فرهنگی و بافت سنتی و قومیتی شبیه همدیگر هستند در لحظات بحرانی یا موقعیت هایی که بخواهند یک عملکرد واحد داشته باشند می توانند به هم کمک کنند، کرمانشاه و کردستان که این مشکلات را می گویند در لرستان هم خیلی از این مشکلات وجود دارد، در خوزستان هم همینطور یعنی اینها معظلات منطقه ای غرب کشور است. خیلی از قتلهای ناموسی به همان شدت که در کردها است در بختیاریها هم هست. مسئله دختر به دختر دادن یک اصطلاحی است که لرها برایشاصطلاح گاو به گاو دادن را به کار می برند. و اگر یکی از این دختران زندگیش به هم بخورد آن یکی هم زندگی اش به هم می خورد. این مشکلات و معضلاتی است که در مناطق جغرافیایی مشابه هستند.

مثلا مشکلاتی که در گیلان است در گلستان و اردبیل هم می بینیم.

یکی از مهمترین کارهایی که در سال آینده انجام می دهیم این است که این ارتباطات منطقه ای را گسترش بدهیم یک سری پتانسیل ها بارور می شود، افراد یک سری توانمندی پیدا می کنند که به تنهایی این توانمندیها را ندارند و این توانمندیها را پیدا می کنند. بعد از آن هم منطقه ها باید با یکدیگر ارتباط داشته باشند خیلی راحت می شود 4 تا کارگاه منطقه ای برگزار شود، یک نشست برگزار شود، مناطق دستاورد خودشان را در حرکت جمعی مشارکت دهند.

من پیشنهادم برای سال آینده برای کمپین این است و حسن بزرگی که دارد وابستگی به مرکز را کاهش می دهد غیر از اینکه گروههای منطقه ای به هم کمک می کنند. الا تمام شهرستانها چشمشان به تهران است و وقتی اتفاقی در تهران می افتد متاسفانه بازتاب منفی در شهرستان دارد. در سال گذشته مسئله بازداشتها بازتاب خیلی منفی در شهرستانها داشت چون شهرستانها تنها با تهران ارتباط دارند و کوچکترین فشار امنیتی که برای ما عارض شد جمع مان از هم پاشید یا وقتی در تهران اختلافی بوجود آمد این اختلاف به شهرستانها منتقل شد اگر که یک انسجام ارتباطی بین شهرستانهای همجوار به وجود بیاید بخاطر اینکه خودشان درگیر می شوند و سعی می کنند خودشان به همدیگر کمک کنند، این مرکزیت تهران را خیلی کمرنگ تر می کند و تمام شهرها تابع اختلافات تهران نمی شوند.

کاوه کرمانشاهی: در مورد اتحاد منطقه ای شاید باز هم برای اولین بار در کردستان این کارها را کردیم ولی به نتیجه نرسیدیم همان ابتدا سایت را راه انداختیم که این ظرفیت بوجود بیاید که بچه ها خودشان را شریک بدانند و این ارتباط را با فعالین مریوان و سنندج و مهاباد برقرار کردیم ولی باز هم جو امنیتی منطقه تاثیرش را بر ارتباطات گذاشت. مثلا گفته می شد کمپین پای فعالین کرد نشین را به کرمانشاه باز می کرد . و زوم می شود رویش که شما چه نیتی دارید که این ارتباط را با هم برقرار کنید؟ شاید آن حمایتی که من کرد از فعالین کرد می کنم مثل همان حمایت نباشد که از طرف فارس که دارد صورت می گیرد. اگر من حمایت می کنم می گویند تو با جنبه های دیگر کارش موافقی ولی اگر از طرف یک فارس حمایت شود می دانند که با جنبه های دیگر کارهایش کاری ندارد و فقط زمینه فعالیت در حوزه زنان دارد از وی حمایت انجام می دهد و این ارتباطات را کمی سخت می کند.

مهرنوش اعتمادی: اگر خارج ازمنطقه کرد نشین هم فعالیت کنید، این مشکل حل می شود ما قبلا این را تجربه کردیم، فعالین کردستان با بچه های لرستان، خرم آباد، خوزستان، کهگیلویه و بویر احمر، کرمانشاه و کردستان همه تشکیل یک اتحاد منطقه غرب را دادند و بخاطر اینکه افرادی از مناطق دیگر بین آنها بودند، یک زمانی کارگاه آموزشی را در خرم آباد برگزار می کرد، یک زمانی آمدند ونشست منطقه ای را در اهواز برگزار کردند ، و این مسئله امنیتی را حل می کند. منطقه ای عمل کردن فضا را گسترده تر می کند و از همه مهمتر آن مشکل هم حل می شود وربطی به ما ندارد وقتی مثلا می گویند از 4 تا کرد حمایت کنید مثلا اگر بچه های خوزستان هم با شما دخیل بشوند آن موقع می شود طرفداری از کمپین .آن موقع شما می شوید منطقه غرب کمپین یک میلیون امضاء. ی من این تجسم را در ذهنم دارم و در عمل نمی دانم اینطور بشود و فکر می کنم خیلی از مشکلات را به این شکل حل کنیم.

کاوه کرمانشاهی: شاید یک سری مشکلات جدید هم بوجود بیاید، عدم شناخت، اولویت قرار گرفتن بعضی چیزها ولی این پیشنهاد جالبی است.

مهرنوش اعتمادی: باید یک کارگاه نیازسنجی برگزار کنیم و اولویتها را در منطقه لیست کنید، اولویت در استانها و مشابهات خودتان را انتخاب کنید و باشد. گرچه شیراز هم فکر نمی کنم در یک منطقه با ما باشد. شیراز از نظر فرهنگی خیلی با ما فرق می کند. قم، اصفهان، کرمان و یزد شهرستانهای مذهبی سنتی هستند در حالیکه شیراز گرایش فرهنگی شان به سمت غرب و خوزستان است، از نظر مشترکات فرهنگی به خوزستان و بوشهر خیلی نزدیکتر است تا به اصفهان و یزد.

زهره اسد پور: من می خواستم بگویم این پیشنهاد خوبی است اما یعنی چی؟ منطقه ای شدن نمودهایش کجاست؟

مهرنوش اعتمادی: خیلی کارها می توانند انجام دهند کارگاه برگزار کنند، نشست بگذارند، مواقعی که به کمک هم نیاز دارند در کنار هم باشند اگر چنین منطقه بندی ای انجام شود شهرها خیلی راحت می توانند نیاز هایشان را مطرح کنند، و بین اعضای کمپین این منطقه، وقتی در یک گروه بزرگتر قرار می گیرند نیروهای بالقوه به بالفعل تبدیل می شوند.. ما خودمان در اصفهان وقتی به مشکلی بر می خوریم اگر مثلا بچه های یزد را دخیل کنیم خیلی از مشکلاتمان حل می شود در کنار آن مسئله توانمندسازی خیلی مطرح می شود وقتی منطقه تشکیل شود توانمندسازی خیلی راحت تر انجام می شود.

معضلات زنان در همه جا یکی نیست، ما می خواهیم معضلات زنان را در جامعه محلی بسنجیم معضلات زنان در اصفهان یک چیزی است، در خوزستان یک چیز دیگر، هر جایی شرایط قومی، مذهبی، سنتی، آداب و رسوم خودش دارد. اما همان مشکلی که کردها دارند در سطح کوچکی بختیاریها و لرها هم دارند و روی این اشتراک می توان مانور داد و مثلا وقتی پروین ذبیحی در کردستان روی قتلهای ناموسی کار می کند اگر بچه های خوزستان هم که این مسئله در آنجا به شدت رواج دارند با هم کار کنند وجه تبلیغاتی و همگانی اش خیلی بیشتر می شود و از یک قومیت خاص آن موقع خارج می شوید.

مثلا در عشیره های خوزستان دختر ملک پسر می شود و اگر نخواهد با پسرعمویش ازدواج کند پسر عمو می رود زن می گیرد و دختر باید تا آخر عمر مجرد بماند یعنی این قانونی که در خشونت های ناموسی به زنان عشیره های عرب وارد می شود خیلی بدتر از ازدواج های اجباری است، و این موضوع موضوعات دیگرتقریبن همان چیزی است که در کردستان هم دیده می شود.

نوشته شده توسط کمپین کردستان  در ساعت 3:8 | لینک  | 

با فراخوان عده ای از فعالين حقوق زنان در سنندج دهها نفر از مردم آزادیخواه در پارک امیریه برای شرکت در "اردوی همبستگی زنان - سنندج" که به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن فراخوانده شده بود٬ این روز را گرامی داشتند. نیروهای انتظامی از همان ابتدا و در شرایطی که هنوز شرکت کنندگان هنوز در محل حضور پیدا نکرده بودند٬ پارک اميريه و مناطق اطراف را محاصره کردند. اما علیرغم محاصره محل تجمع٬ مردم در دسته های چند نفره به پارک می آمدند و خواهان شرکت در مراسم این روز بودند. نیروهای انتظامی نه تنها از حضور مردم در این اردو جلوگیری میکردند بلکه تلاش میکردند که با تهدید و ارعاب جمعیت متشکل در پارک را متفرق کنند. شور و شوق تجمع کنندگان بسیار بود. نگرانی هم زیاد بود. خبر احضار فعالین حقوق زن و فعالین مدنی جو همبستگی بالایی را در میان شرکت کنندگان ایجاد کرده بود. جمعیت شرکت کننده به دفعات تلاش کردند تا شعارها و پلاکارتهای خود را در محل تجمع نصب کنند اما هر بار با مزاحمت ماموران امنیتی مواجه شدند. سپس شرکت کنندگان با پخش شیرینی روز جهانی زن را به مردم شرکت کننده در پارک تبریک گفتند که مورد استقبال گسترده جمعیت حاضر قرار گرفت. شرکت کنندگان در ساعت یازده و نیم از پارک امیریه تا میدان کوزه به شان زا دست به راهپیمایی زدند. در پایان نیز قطعنامه ای که برای روز جهانی زن از پیش آماده شده بود در این مراسم به تصویب شرکت کنندگان رسید. عکسهای این قطعنامه بزودی در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.

قطعنامه اردوی همبستگی زنان - سنندج (٨ مارس ٢٠٠٩)

آزادى زن معيار آزادى جامعه است بیانیه ٨ مارس روز جهانى زن

گفته اند آزادى زن معيار آزادى هر جامعه اى است. بايد افزود در جامعه اى که زن از حرمت٬ حقوق برابر٬ امنيت و آزادى برخوردار نيست٬ آن جامعه تماما اسير است. چگونه ميتوان احساس خوشبختى و آزادى کرد وقتى تبعيض براساس جنسيت هنوز زندگيها را نابود ميکند٬ فرهنگ ضد زن را توليد و بازتوليد ميکند٬ مردسالارى و خشونت را تحکيم ميکند٬ و زخمى عميق بر پيکره انسانيت ميکشد؟ رسيدن به فردائى بهتر٬ جهانى بهتر٬ هدف هر جنبشى است که براى دنيائى متکى بر آزادى و حقوق و رفاه همگان تلاش ميکند. جنبش زنان تاريخا جنبشى بوده است ضد تبعيض٬ ضد نابرابرى٬ ضد مردسالارى و عليه سنتهاى ضد زن.

اگر هنوز روز جهانی زن ضرورى است٬ تنها به اين دليل است که هنوز نظام مردسالار و زن ستیز بر دنیا حاکم است. هنوز زنان از حقوق برابر محرومند. هنوز زن بودن مصيبت است. هنوز خشونت علیه زنان در اشکال مختلف از خانواده و جامعه و قوانين تا فرهنگ و سياست و بازار کار جريان دارد. و مبارزه عليه ستمکشی زن به قدمت تاريخ نظام مردسالار است. اگرچه این مبارزات جهانى منجر به اصلاحات قابل توجهی به نفع زنان اينجا و آنجا شده است٬ اما هنوز در بخش اعظم دنيا زنان در اسارت هستند. خشونت عليه زنان هر روز به اندازه يک جنگ قربانى ميگيرد. محرومیت اقتصادى و محدودیت اجتماعى بر وخامت اين وضعيت افزوده اند.

اما اگر تبعيض و بيحقوقى و خشونت عليه زنان يک وجه اين تاريخ است٬ وجه ديگر آن مقاومت و تلاش گسترده اجتماعى براى آزادى و رهائى است. جنبش آزادی زن جنبشی عظیم است. زنان خواهان برابری و آزادی اند. خواهان استقلال اقتصادی، آزادی انتخاب و تعيين سرنوشت خود هستند. زنان موقعیت فرودست را تحمل نميکنند.

ما دراينروز همراه با زنان و مردان آزاديخواه جهان اعلام ميکنيم که مخالف قاطع هر نوع ستم بر زنان هستيم. ستم بر زن تنها معضل زنان نيست و مبارزه با تبعيض امرى زنانه نيست. مسئله زن مسئله اى اجتماعى است و تلاش براى نفى تبعيض بر زنان روى دوش هر جنبشى است که به آزادى و برابرى همگان پايبند است.

روز جهانى زن روز بشريت آزاديخواهى است که تلاش دارد به تاريخ طولانى ستمکشى نقطه پايانى بگذارد. در اينروز ما مطالبات خود را بدينگونه اعلام ميکنيم:

١- لغو کلیه قوانین تبعيض آميز نسبت به زنان در قلمروهاى اقتصادی، سياسى٬ فرهنگى و اجتماعی.

٢- برسميت شناسى برابری کامل حقوق زن و مرد٬ غير قانونى بودن هر نوع تبعيض.

٣- برابری کامل حقوق زن و مرد در خانواده. در قوانين مربوط به زندگى مشترک٬ ازدواج، طلاق، حضانت و سرپرستی اطفال و ارث.

۴- لغو هر نوع جدا سازى جنسيتى٬ لغو آپارتايد جنسى. ممنوعيت هر نوع اذيت و آزار زنان.

۵- برسميت شناسى حق آزادی پوشش٬ آزادى سفر و استقلال اجتماعى کامل زنان.

۶- برسميت شناسى حق برابر زنان براى شرکت در فعاليتهاى ورزشی و شرکت در مسابقات داخلی و بین المللی.

٧- مبارزه جدی با هر نوع خشونت علیه زنان، اعم از دولتی و خانوادگی٬ ايجاد سازمانها و نهادهاى پيگير اين امر.

ما روز جهانى زن را به تمام زنان و مردان برابرى طلب جهان تبريک ميگوئيم و دوشادوش يک جنبش جهانى براى آزادى و رهائى زن اين روز را جشن ميگيريم. ما جنبشهاى اجتماعى را بدفاع از جنبش حقوق زن براى نفى هر نوع ستم و تبعيض فراميخوانيم. آزادى زن معيار آزادى جامعه است.

جمعه 16اسفند 87 اردوی همبستگی زنان – سنندج

نوشته شده توسط کمپین کردستان  در ساعت 12:26 | لینک  | 

می توانید پشت و روی بروشور را از لینک های زیر دانلود کنید.

صفحه اول

صفحه دوم

نوشته شده توسط کمپین کردستان  در ساعت 12:24 | لینک  | 

                                              

 

لینک از: پرتو نوری علا:  هشتم مارچ یا روز جهانی زن، سمبل و نمادی برای نشان دادن وحدت زنان از ملیت‌های مختلف است. این روز به ما یادآوری می‌کند که چگونه زنان جهان صرفنظر از تمام اختلافات ملیتی، نژادی، قومی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و مذهبی، گرد هم جمع می‌شوند تا ضمن این که دستآوردهای خود را در جهت منافع زنان جشن بگیرند، مشکلات و مسائلی را مطرح کنند که خودشان یا سایر زنان هنوز با آن‌ها دست به گریبان اند.

از زمان تغییر تدریجی ی دوران "مادر تباری" به دوران "پدرسالاری" و سلطه مرد بر زن چیزی حدود ۵ هزار سال می گذرد. نظام پدرسالار، با پیدایش مذاهب تک خدایی، به قوانین خود مشروعیت الهی داد و بر قدرتش افزوده شد. بی عدالتی و ظلمی که بر زن، به عنوان موجود زیر دست رفته است تاریخی ی طولانی دارد. فقط در سیصد سال اخیر، بتدریج در سایه آگاهی های عمومی مردم و انقلابات بزرگ در جهان، همچنانکه برده داری امری ناپسند و غیرقانونی شناخته شد، نظریه فرودستی زن نسبت به مرد نیز امری مذموم تلقی گردید.

قرن نوزدهم در غرب و بازتاب آن در سایر کشورها، سرآغاز بسیاری از تغییرها به سود زنان بشمار می رود. انقلابهای سیاسی و صنعتی، تحولات اقتصادی، رشد مارکسیسم، اهمیت عقل و خرد، ظهور مدرنیسم و به تبع آن رشد مدرنیته باعث شد که انسان به خود نگاهی جدید بیاندازد و به عنوان فرد، به شأن و کرامت انسانی خود احترام بگذارد. در همین روند به موقعیت نازل زن، نه به عنوان یک سرنوشت محتوم، بلکه به عنوان شرایطی که ناشی از سلطه گری تاریخ کهن نظام پدرسالار است نیز توجه شد و زنان، تنها، یا همراه مردان آگاه توانستند در انقلابی فکری، روانشناختی و فرهنگی، نظامهای پدرسالار را به چالشی سیستماتیک و جدی بطلب اند. حرکت های جمعی زنان برای به کرسی نشاندن خواسته های خود به وقایع تاریخی مختلفی برمی گردد.

یکی از قدیمی ترین حرکتهای دسته جمعی ی زنان برمی گردد به ۴۰۰ سال پیش از میلاد مسیح و آن موضوع نمایشنامه‍ی "لیسیستراتا" Lysistrata نوشته‍ی نمایشنامه نویس یونانی آریستوفان Aristophanes است. در این نمایشنامه زنان برای پایان دادن به هرگونه جنگ و خونریزی و کشت و کشتار میان مردانشان، با هم تصمیم می گیرند تا زمانی که مردان به جنگ پایان ندهند با آنان همبستر نشوند .

اتفاق دیگر به دوره فردریک ویلیام پنجم، Frederick William IV پادشاه پروس می رسد. در زمان این پادشاه، به علت بی عدالتی و رعایت نکردن حقوق مردم، در مارچ ۱٨۴٨ شورش مسلحانه ای توسط اکثریت شهروندان صورت می گیرد. زنان در این شورش همپای مردان شرکت داشتند و ضمن تقاضاهای عمومی، خواهان حق رأی برای زنان نیز بودند. پادشاه پروس به مردم قول داد تا خواسته های آن ها را برآورده سازد و به این ترتیب مردم را به خانه هایشان فرستاد. خواست های عمومی مردم برآورده شد، اما داشتن حق رأی برای زنان هرگز عملی نگردید.

رخداد مهم دیگر مربوط به هشتم مارچ ۱۸۵۷ است. یعنی زمانی که برای نخستین بار زنان کارخانه‌های لباس دوزی و نساجی در نیویورک گرد هم جمع می‌شوند و علیه شرایط بد ِ کاری، پایین بودن دستمزد، و کلاً عدم تساوی حقوق میان زن و مرد شورش می‌کنند. در سال ۱۹۰۹ بر اساس اعلامیه‌ای از طرف حزب سوسیالیست آمریکا ، اولین روز زن در روز ۲۸ فوریه در سراسر آمریکا مورد قبول واقع شد. تا سال ۱۹۱۳ زنان آمریکایی این روز را در آخرین یکشنبه فوریه هر سال جشن می‌گرفتند.

در اوائل۱۹۱۰ لِنا لوئیس Lena Lewis سوسیالیست آمریکایی اعلام کرد که اکنون زمان جشن گرفتن نیست بلکه زمانی است تا تمام نیروی خود را به کار بریم تا «‌سرانجام و برای همیشه خود را از مُهر و نشان خود پرستی مردانه و تمایل آنان به تملک درآوردن زنان رها سازیم.» در اوت ۱۹۱۰، یعنی ۵۳ سال بعد از شورش زنان کارخانه های نساجی نیویورک در ۱۸۵۷، زنان سوسیالیست از همه نقاط جهان، در کنفرانسی که در کپنهاک برگزار کردند، تصمیم می‌گیرند از این پس، یک روز مشخص را به مثابه روز جهانی زن گرامی بدارند. این پیشنهاد در کنفرانسی که بیش از ۱۰۰ زن، از ۱۷ کشور، از جمله ۳ زن از نخستین زنانی که به پارلمان فنلاند راه یافته بودند، مطرح شد و به اتفاق آراء مورد موافقت قرار گرفت. اما در آن زمان روز ویژه‌ای در نظر گرفته نشد.

در ۱۹۱۱ در نتیجه تصمیمی که در سال ۱۹۱۰ در کپنهاک گرفته شد، ۱۹ مارچ به عنوان روز جهانی زن برای نخستین بار در اطریش، دانمارک، آلمان و سویس، انتخاب شد. جایی که یک میلیون زن و مرد گرد هم جمع شدند. علاوه بر به دست آوردن حق رأی و نگه داشتن اداره عمومی، آنان متقاضی حق کار، کارآموزی برای اشتغال و پایان دادن به تبعیض کاری میان زن و مرد بودند. در همان سال ۱۹۱۱ کمتر از یک هفته، در ۲۵ مارچ فاجعه بزرگ آتش سوزی در نیویورک بیش از ۱۴۰ دختر کارگر را که بیشترشان مهاجران ایتالیایی و کلیمی بودند هلاک کرد. این حادثه تأثیر زیادی بر روی قانون کارگری در آمریکا گذاشت و باعث شد تا بهبود شرایط محیطی ی زنان کارگر مشابه شرایط کاری ی مردان، و همچنین اعلام روز جهانی زن را از ملاحظات مهم کار خود قرار دهد.

در
۱۹۱۴-۱۹۱۳ در روسیه، زنان خودانگیخته در اعتراض به جنگ جهانی اول به تظاهرات خیابانی پرداختند. حرکت دیگر به مارچ ۱۹۱۷ در پطروگراد یا لنینگراد امروز برمی‌گردد که تعداد زیادی زن، مادران، خواهران و همسران بیش از دو ملیون سرباز روسی که در جنگ جهانی ی اول کشته شده بودند به خیابان‌ها آمدند و با سر دادن شعار «نان و صلح» خواهان آن شدند تا به تحقیر و مذلتی که بر زنان می‌رفت خاتمه داده شود و حقوق پایمال شده و روزگار ستمدیده و مظلوم آنان به چشم آید. کمونیست‌ها با این حرکت زنان موافق نبودند اما هیچ نیرویی مانع اعتراض علنی ی زنان روسی نبود. ۴ روز بعد تزار از حکومت سرنگون شد و حکومت کمونیستی بر سرکار آمده تقاضای زنان را برای داشتن حق رأی به رسمیت شناخت.

فعالیت ها و آگاهی های زنان، از مسیحیانی نظیر الیزابت کِدی اِستنسن که از شالوده شکنان مردسالاری در کلیسا بود و با بازخوانی ی متون مقدس و نوشتن "انجیل زن" زنان را برابر مردان معرفی می کرد تا زن انقلابی و سوسیالیست روسی الکساندرا کولنتای که در سازماندهی و شکل دادن به حرکت های اعتراضی زنان نقش بسیار موثری داشت، همه موجب شد تا زنان در هر نقطه ای کم و بیش به خود به عنوان موجودی برابر با مرد بنگرند.

● اقدام سازمان ملل متحد ، در ۱۹۴۵ در بستن قراردادی بین المللی مبنی بر این که میان زن و مرد تفاوتی نیست، و موضوع برابری ی زن و مرد، موضوعی مربوط به حقوق بشر و ایجاد شرایطی برای عدالت اجتماعی است نه یک مبحث مجرّد مربوط به زنان، دستآوردی بزرگ برای زنان بود. با این که در بسیاری از جوامع زنان موفق شده اند تا در عرصه حقوق قانونی، کار، دستمزد، شرایط محیط کار، تحصیلات، کارآموزی و بیمه های درمانی با مردان برابر باشند، اما هنوز هم در هیچ نقطه جهان زنان نمی توانند کاملاً ادعا کنند که از هر نظر با مردان مساوی شناخته شده اند. هنوز بیش از یک بیلیون مردم فقیر جهان را زنان تشکیل می دهند. چیزی حدود سه چهارم زنان بالای ۲۵ سال در کشورهای آسیایی و آفریقایی بی سوادند. هنوز زنان در برابر کار مساوی، بین ٣۰ تا ۴۰ درصد کمتر از مردان دستمزد می گیرند. و همچنان و هنوز زنان قربانیان اصلی ی خشونت مردان هستند.

● تاریخچه ی فعالیت زنان در ایران

قرن نوزدهم شاهد شکل گیری شرایطی تاریخی بود که موجب پیشرفت علم و صنعت در غرب و گسترش ابزار و فن شده بود. انقلاب صنعتی اروپا مفهوم مدرنیته را در جامعه‍ی علمی ی غرب و تفوق آن را بر زندگی ی انسان مطرح کرد. پی آمد ماشینیسم و طرح مفهوم مدرنیته در اروپا، مدرنیسم است که چالش های فلسفی و هنری غرب را از اوایل قرن بیستم بوجود آورد و موجب شد تا انسان نگاه جدیدی به خود بیفکند. و این خود موجب رواج مفاهیمی چون آزادی، عدالت، برابری و حقوق انسانی بود و سرآغاز حرکت های زنان برای برابری با مردان نیز شد.

در ایران از اواخر دوران قاجار و با بازگشت نخستین دانشجویان ایرانی از اروپا، رخداد انقلاب کمونیستی در روسیه تزاری واقع در شمال ایران، پخش سریع اخبار در زمینه مسائلی چون لغو برده داری، تساوی میان زن و مرد، تشکیل پارلمان و شرکت مستقیم مردم در انتخاب نمایندگان خود، ترجمه کتب از زبان های مختلف، نه تنها آگاهی و اطلاع عمومی را افزایش داده بود که زنان ایرانی را هم متوجه شرایط ناخوشایند و نابرابر خود کرده بود. به همین دلیل عصر مشروطه چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ روشنگری ی عمومی و چه به لحاظ شرکت زنان در انقلاب مشروطه حائز اهمیت است. آنان با ایجاد انجمن های مستقل یا در همکاری با مردان هم رأی، برای تأسیس مدرسه برای دختران و نشر جرایدی مخصوص زنان فعال شدند.

زنان ایرانی در عصر مشروطیت در چند امر مهم شرکت مستقیم داشتند:

- شرکت در تأسیس بانک ملی، برای مقابله با استیلای خارجی. زنان طلا و جواهرات و سرمایه های اندک شخصی خود را بلاعوض به دولت بخشیدند.

- شرکت در تحریم کالاهای وارداتی و حمایت از صنایع داخلی.

- شرکت مسلحانه برخی از زنان انجمن "مخدرات وطن" برای جلوگیری از اخراج شوستر از ایران.

- تأسیس چندین مدرسه، کارگاه و نشریه مخصوص زنان.

با این همه زنان فعال ایرانی در عصر مشروطیت در مورد آزادی زن و برابری او با مرد نظرات متفاوت داشتند: برخی زنان مانند هما خانلری معتقد بودند که ما ابتدا باید مردان را آموزش بدهیم تا بعد با کمک آنان حق خود را به دست آوریم. برخی مثل فخر آفاق پارسا معتقد بودند مردان خودشان عاملین اصلی ظلم و ستمی هستند که بر زن می رود، چگونه می شود از آنان کمک گرفت. عده ای هم نظیر خانم کحال گرچه معتقد بودند زنان باید باسواد شوند، اما کار بیرون از خانه را برای زن ضروری نمی دانستند و مهمترین وظیفه زن را نقش همسری و مادری دلسوز و پرستار و مهربان می دانستند. این دسته از زنان مشارکت زنان در این سطح را خدمتی به مملکت و وطن تلقی می کردند. یکی از پیشروترین زنان آن دوره صدیقه دولت آبادی بود که زنان را در تمام مباحث سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عصر خود تشویق می کرد و از اولین کسانی بود که بی حجاب بیرون می آمد و زنان را به بی حجابی تشویق می کرد و در خاطراتش می نویسد: " زنانی را که با حجاب به مزارم بیآیند نخواهم بخشید."

با وجود تمام تلاش های زنان در عصر مشروطیت برای به دست آوردن حقوق برابر با مردان و حق رأی، با توجه به این که مردان مبارز و آزادیخواه آن عصر، جز تعداد کمی از آنان، آزادی را در تساوی زن و مرد نمی دیدند، لذا مخالف دادن حق رأی به زنان بودند. نه تنها در دوره‍ی اول مجلس شورای ملی در زمان مظفرالدین شاه، زنان نتوانستند به حق رأی دست یابند که در دور دوم مجلس در زمان احمد شاه نیز کسی جز تقی زاده و وکیل الرعایا از حقوق آنان دفاع نکرد. به همین دلیل در عصر مشروطیت و تشکیل پارلمان و نوشتن قانون اساسی ایران، نه تنها زنان حقوقی به دست نیآوردند که قانوناً از داشتن حق رأی محروم گشتند.

زنان در عصر پهلوی اول و دوم

رضا شاه پس از اعلام سلطنت پهلوی، بر اساس برخی مظاهر غرب و بیشتر به تقلید از کشور ترکیه، دست به اصلاحات زیادی زد. یکی از نوآوری های او در مورد زنان بود که کشف حجاب را اجباری کرد و امکان ادامه تحصیل و کسب شغل را برای زنان فراهم ساخت. در این دوره گرچه بسیاری از زنان به آرزوی دیرینه شان که همانا کشف حجاب بود رسیدند، اما مشکل اساسی در قانون اساسی ی ایران بود که بسیاری از موارد آن، بویژه قوانین مربوط به زنان و خانواده بر حسب قوانین فقه اسلام و علیه زنان بود.

زنان در زمان پهلوی دوم دستآوردهای بسیار بیشتری داشتند. برخورداری از تحصیلات بالا و تخصصی، کسب مشاغل مختلف، رسیدن به درجات قضاوت و وکالت و اعطای حق رأی به زنان توسط شاه، امکاناتی به زنان بویژه شهری داد که در عرصه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و هنری حضور داشته باشند. همچنین به امر شاه، سازمان زنان به نیابت اشرف پهلوی و به رهبری مهناز افخمی تأسیس شد. از جمله اقدامات مفید سازمان زنان، گرفتن فتوا از چند تن آیات عظام بود تا بتوان بعضی قوانین که در اسلام قوانین ثانویه خوانده شده اند را به نفع زنان تغییر داده شود. مثل لغو طلاق یکطرفه توسط مرد، منع ازدواج مجدد مرد بدون اجازه زن، و بخشیدن حق حضانت اطفال به مادران در صورت صلاحیت مادر. گرچه زنان در عصر پهلوی دوم از بسیاری حقوق فردی و اجتماعی بهره ور شده بودند اما مشکل اصلی همچون گذشته، ادغام قوانین دینی، بویژه در مورد حقوق زنان و خانواده، با قانون اساسی ایران بود. ● رژیم اسلامی ایران از بدو قدرت گرفتن با زنده کردن متحجرترین قوانین اسلامی چون سنگسار، حجاب اجباری، آزادی تعدد زوجات برای مردان، بیکار کردن بسیاری از زنان و منع قضاوت آنان، پایین آوردن سن ازدواج، ممنوع کردن استفاده از وسائل جلوگیری از بارداری، منع سقط جنین، محدود کردن امکانات تحصیلی دختران و سرکوب دائمی زنان در هر موقعیت و تغییری در ایران سعی کرد زنان را که حضور فعال در انقلاب داشتند به خانه ها بازگرداند. اجبار در داشتن چادر نیز معنایی نمادین داشت به این معنی که اگر زنها در چهاردیواری خانه نیستند، در اجتماع، در دیوار چادر پنهان باشند. اما به خلاف خواست و سرکوب رژیم، یا به خلاف عصر مشروطیت، این بار زنان به خانه ها بازنگشتند و با حضور خود در اجتماع بر فعالیت هایشان در زمینه های تحصیلی، تخصصی، ذوقی و هنری، ورزشی و نشر مطبوعات، کتاب و مجله افزودند.

در دهه اول انقلاب، اکثر زنان مذهبی که خواهان تغییری مثبت در شرایط موجود زنان بودند، با توجه به جنبش های فمینیسم اسلامی در برخی از کشورهای خاورمیانه مثل مصر، یا مراکش، کوشیدند با تفسیرهای هرمنوتیک از قرآن، تعابیر جدیدی ارائه کنند که به سود زنان باشد. اما بسیاری از زنان تنها به خوانش یا تأویل و تفسیرهای جدید از قرآن و اسلام راضی نبودند و خواهان تغییر قوانین ضد زن، به نفع زنان بودند. البته در این میان زنانی هم با گرایش های چپ افراطی بودند که برابری و تساوی میان زن و مرد را تنها در سرنگون کردن قهرآمیز رژیم اسلامی و روی کار آوردن یک حکومت کمونیستی می دانستند. بدین معنی که اگر حکومت، کمونیستی شود، وضع زنان هم درست خواهد شد.

سه دهه تلاش بی وقفه زنان ایرانی بعد از انقلاب، بویژه نسل زنان جوانی که در انقلاب بزرگ شده بودند برای به دست آوردن حقوق انسانی زن و برابری او با مرد و تغییر قوانین ضد زن و ضد خانواده، به قوانینی به نفع زنان و برابر با قوانین حقوق بشر، بسیار چشمگیر بوده است. بخش مهمی از فعالیت زنان ایرانی که امروز به "کمپین، برای جمعآوری یک میلیون امضاء" معروف است، از دستآوردهای عمده زنان بشمار می رود. پس از تجمع مسالمت آمیز فعالان جنبش زنان در 22 خرداد 1385 در میدان هفت تیر که با سرکوب قوای نظامی و حکومتی روبر شد، زنان فعال بر آن شدند تا هدف های قطعنامه ای را که در تجمع خود نیمه کاره اعلام کرده بودند در دستور کار خود قرار بدهند و عملاً وارد کارزار شوند. یکی از هدف های آن قطعنامه ارتباط مستقیم و رو در رو و کوچه به کوچه با زنان ایرانی است تا از این راه ضمن آشنا شدن با مشکلات آنان، دفترچه های کوچکی را که با زبانی ساده، حقوق زنان و امکان تغییر قوانین ضد زن در آنها آموزش داده شده است را در اختیارشان بگذارن و در صورت تمایل از آنان بخواهند با امضاء کردن این بیانیه به صف کسانی بپیوندند که در صدد تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان هستند.

کار اعضاء کمپین و امضاء کنندگان بیانیه، در کمال صلحجویی و آشکار است. آنان تنها با این منطق که ایران به میثاق بین المللی حقوق اقتصادی – اجتماعی پیوسته و اولین گام در این کنوانسیون ها منع هرگونه تبعیض است، لذا قوانین تبعیض آمیز علیه زنان باید تغییر کند و با تعهدات بین المللی ایران بخواند. خوشبختانه امروزه در اکثر شهرهای ایران گروه های مختلف زن و مرد شاخه ای از کمپین یک میلیون امضاء را برپا کرده اند و به نام شهر یا شهرستان خود مشغول فعالیت هستند. حضور مردان ایرانی در کنار زنان فعال و حمایت از کمپین، نشانه آگاهی نسلی است که سعادت و سلامت خود و زندگی اش را در سایه برابری زن و مرد می داند. زنان و مردانی که موافق تغییر قوانین ضد زن موافق هستند، چه در ایران و چه در خارج می توانند بیانیه کمپین را امضاء کنند.

پروژه کمپین پس از جمعآوری یک میلیون امضاء، به دست وکلای کمپین سپرده خواهد شد تا مراحل قانونی خود را طی کند. اعضاء و حامیان کمپین یک میلیون امضاء، که یکی از مهمترین دست آوردهای زنان در تاریخ ایران است، با وجود تمام مشکلات، هرساله هشت مارچ را همچون زنان سایر کشورها، جشن می گیرند.

علاوه بر جوایزی که از طرف مراکز فرهنگی و فمینیستی زنان در خارج از ایران به برخی اعضاء کمپین اهدا شده است، در ماه فوریه 2009 کل "کمپین" در سطحی جهانی شناخته و موفق به دریافت جایز هیأت بین المللی داوران در بنیاد "سیمون دوبوار" به سرپرستی روانکاو و نویسنده فمینیست معروف فرانسوی ژولیا کریستوا گردید. به خواهش اعضاء و حامیان کمپین، شاعر گرانمایه معاصر خانم سیمین بهبهانی از طرف کمپین به فرانسه رفت و جایزه بنیاد سیمون دوبوار را دریافت نمود و برای زنان ایرانی به ارمغان آورد.

هشت مارچ، روز جهانی زن، به همه مردان و زنان صلح طلب و برابری خواه مبارک باد.

نوشته شده توسط کمپین کردستان  در ساعت 12:10 | لینک  | 

مدرسه فمینیستی: هانا عبدی، فعال حقوق زنان، دانشجوی 21 ساله دانشگاه پیام نور شهرستان بیجار از زندان آزاد شد.

هانا عبدی از یازدهم مهرماه سال گذشته (1386) در سنندج بازداشت و ابتدا به 5 سال حبس در يك شهرستان مرزي محكوم شده بود، اما در دادگاه تجدیدنظر حکم وی به ۱۸ ماه حبس کاهش یافت.

بر اساس گفته محمد شریف، وکیل هانا عبدی، وی امروز 8 اسفندماه 1387 پس از گذراندن دوران محکومیت خود از زندان آزاد شده است. هانا هم اکنون از تبریز عازم سنندج، محل زندگی اش است.

محمد شریف در مورد پرونده روناک صفازاده نیز گفت روناک بدون صدور هیچ حکمی در زندان بسر می برد و قرار است جلسه دوم رسیدگی به پرونده اوی روز شنبه 10 اسفندماه برگزار شود. روناک صفازاده سال گذشته به همراه هانا عبدی بازداشت و هنوز در زندان به سر می برد ولی هنوز هیچ حکمی برای او صادر نشده است. اولین جلسه رسیدگی به پرونده روناک در اسفندماه سال گذشته برگزار شد که بی نتیجه پایان یافت و قرار است پس از یک سال، جلسه دوم رسیدگی به پرونده روناک در دادگاه بدوی در سنندج روز شنبه با حضور محمد شریف، وکیل او، برگزار شود.

نوشته شده توسط کمپین کردستان  در ساعت 16:16 | لینک  | 

نه دیگه هیچ غمی نیست
گریه ی من از شادیست
شادی دخترانی که خواهم زاد
دخترانی که رمز خواهریشان صداقت است و در رگهایشان حرکت جاریست
شبانگاه گیسوان دخترانی که خواهم زاد بار تحقیر را بر شانه هایشان به دست باد نمی سپرند تا سحر به حجله وانهند
دستهای دخترانی که خواهم زاد تقسیم را به جای جغرافیا می آموزند
پاهای دخترانی که خواهم زاد مرزها را نمی شناسند
اندیشه ی دخترانی که خواهم زاد بر دفتر تاریخ که تحقیر و توهین و تبعیض مادرانشان را از بر دارد از برامت پلمپ ابدی خواهند کشید
نه دیگه هیچ غمی نیست هرچه هست منم و دخترانی که هزار هزار خواهم زاد...

از :"دیبا ع"

نوشته شده توسط کمپین کردستان  در ساعت 1:2 | لینک  | 

dwرادیو : شیوا خیرآبادی و سوسن رازانی در مراسم روز جهانی کارگر  سال ۸۷ به همراه دو فعال کارگری دیگر بازداشت شدند. ژینا مدرس‌گرجی، فعال حقوق زنان در سنندج، به دویچه‌وله گفت: «این مراسم در چهارراه سیروس در سنندج برگزار شد. با آمدن نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به محل مراسم، تجمع به هم خورد. وقتی خانم رازانی و خیرآبادی به همراه دو فعال کارگری دیگر در حال دور شدن از محل بودند، بازداشت شدند. هر چهار نفر را به اداره‌ی مفاسد اخلاقی بردند و بعد با ضمانت آزاد کردند.»

حکم شعبه‌ی ۱۰۱ دادگاه جزایی سنندج،  ۹ ماه زندان تعلیقی و ۷۰ ضربه شلاق برای سوسن رازانی و ۴ ماه زندان و ۱۴ ضربه شلاق برای شیوا خیرآبادی بود. این احکام روز ۳۰ بهمن در زندان سنندج اجرا شدند. ژینا مدرس‌گرجی می‌گوید: « صبح ساعت ۱۰ رفتند. خیلی از مردم، از شورای زنان، از کمیته علیه خشونت ناموسی و فعالان مدنی دیگر جلوی دادگاه ایستاده و با شیرینی و گل منتظر این دو بودند. مردم موقع بیرون آمدن آنها، به سرشان نقل ریختند.»

جعفر عظیم‌زاده، سخنگوی اتحادیه‌ی کارگران اخراجی و بیکار، در مورد سیاست شلاق و تحقیر حرمت انسانی کارگران به دویچه‌وله می‌گوید: «این حکم برای اولین بار در سال ۸۶  برای ۱۱ فعال کارگری در سنندج صادر شد. اتهام آنها شرکت در مراسمی بود که به دعوت اتحادیه‌ی کارگران اخراجی برگزار شد. آن زمان، افکار عمومی و اتحادیه موفق شدند تصمیم‌گیرندگان را تحت فشار بگذارند و حکم‌ها با  سفر آیت‌الله شاهرودی به سنندج لغو شدند. ما دیگر انتظار نداشتیم  دوباره چنین رفتاری در قبال فعالان کارگری پیشه کنند. این رفتار بسیار شنیع و قرون وسطایی و ضد انسانی است. اما وارد کردن ضربه‌ی شلاق به فعالان کارگری و شکستن حرمت آنها، خللی در اراده‌ی آنها برای حق طلبی ایجاد نمی‌کند.»

به نظر عظیم‌زاده، شهرهای مرکزی در معرض دید و داوری افکار عمومی هستند و در نتیجه، این رفتارهای خشن و عقب‌مانده، بیشتر در شهرهای دورتر اعمال می‌شوند. عظیم زاده متشکل بودن کارگران سنندج و هماهنگی‌ آنها برای کسب حقوق خود را دلیل دیگری برای این‌گونه فشارها می‌داند.

شیوا خیرآبادی و سوسن رازانی، صاحبان یک آتلیه‌ی عکاسی در سنندج هستند. ژینا مدرس‌گرجی به دویچه‌وله می‌گوید: « از این که با این شیوه‌ی غیرانسانی با آنها رفتار شده بود، خیلی ناراحت بودند، ولی همبستگی اطرافیان خوشحال‌شان کرد.  این روزها مدام میهمان داشته‌اند و فامیل و دوستان دور آنها را گرفته‌اند. الان هم دارند خود را برای مراسم ۸ مارس آماده می‌کنند.»

نوشته شده توسط کمپین کردستان  در ساعت 0:57 | لینک  | 

 گزارش از : ژینا مدرس گرجی

 زنان در کردستان سوای خشونتهای مشترک با دیگر زنان، درگیر خشونتهای خاص دیگری نیز هستند. براساس نیاز شدید زنان و به منظور شناخت خشونت و انواع آن، تبادل تجربه و راهکارهای مقابله با خشونت، کارگاه آموزشی خشونت در سنندج برگزار شد. این کارگاه در تاریخ 26 بهمن ماه به مدت 5 ساعت و با همکاری دو نفر از اعضای کمپین تغییر برای برابری تهران و سنندج و با شرکت 32 نفر شرکت کننده برگزار شد.

در این کارگاه جمعی از زنان فعال سنندج، زنان خشونت دیده و زنانی که خواهان آموزش و کمک به دیگر زنان بودند، و همچنین خانمها پروین ذبیحی و فراست ناصری از مریوان، ثریا پورپشنگی از سقز، گلاله بهرامی از کرمانشاه حضور داشتند.

کارگاه بعد از معرفی شرکت کنندگان و تسهیلگران، با "مجسمه و مجسمه ساز" شروع و در مرحله بعد به روش بارش افکار تعریف خشونت، انواع خشونت، خشونت خانگی، دلایل تحمل زنان، چرخه خشونت و ... و بالاخره راهکارهای مقابله با خشونت خانگی مورد بحث قرار گرفت.

شرکت فعالانه شرکت کنندگان در این کارگاه به خصوص در مورد بازگو کردن تجربه های خود و یا نزدیکان خود که مورد خشونت قرار گرفته بودند قابل توجه بود. بسیاری از آنان مشکلات سرپرستی و حضانت فرزندانشان را پس از فوت یا جدایی از همسرشان داشتند. خشونت فیزیکی یکی از بیشترین نوع خشونتی بود که شرکت کنندگان تجربه کرده بودند. همینطور خشونت اقتصادی و روانی.

 وقتی چرخه خشونت توضیح داده میشد، شرکت کنندگان چنان به دقت گوش فراداده بودند  و تجربه های خود را بازگو میکردند که گویی هرروز این چرخه را تجربه میکنند.

در طی کارگاه از خشونتهایی بحث شد که به طور خاص در منطقه های اهل تسنن و کردنشین به چشم میخورد از جمله: سه طلاقه، شیربها، مبادله زن به زن، ختنه زنان و همچنین خشونتهایی که در کردستان بسیار گسترده است مانند قتل های ناموسی و خودسوزی زنان که البته در این مورد فعالان زنان بسیار تلاش کرده و میکنند.

بعد از یک استراحت ده دقیقه ای نمایشی با موضوع سرپرستی (ولایت) فرزندان اجرا شد که بسیار مورد توجه شرکت کنندگان قرار گرفت و واقعا آنها را تحت تاثیر قرار داد. از قسمتهای جالب دیگر در این کارگاه درخت خشونت بود که با مشارکت فعالانه شرکت کنندگان ترسیم شد.

               

                               "قسمتی از نمایش سرپرستی فرزند"

          

                               "درخت خشونت/ریشه ها و محصول"

از آنجایی که درصد بسیاری از خشونت های خانگی ریشه در خشونت های قانونی و قوانین نابرابر دارد، بخش آخر کارگاه اختصاص به خشونت های قانونی و بالاخره راهکارهای مقابله با خشونت بود که بسیار مورد توجه قرار گرفت و شرکت کنندگان را تشویق کرد به مقابله با خشونت و نه تحمل آن.

این کارگاه تجربه ای تازه و مفید برای زنان سنندج بود. در طول برنامه بیان تجربه های مشترک زنان، جمع صمیمانه ی آنان و ارتباطهای جدیدی که به وجود آمد، از اتفاقهای مهم این کارگاه بود. به امید اینکه این کارگاه ها، دفعه های بعد توسط شرکت کنندگان برای دیگر زنان تشکیل شود تا با همکاری هم امضاهای بیشتری را بر فرمهایی که به منظوردرخواست تغییر قوانین تبعیض آمیز نوشته و طراحی شده، بنشانیم و روزهایی داشته باشیم عاری از هرگونه خشونت.     

نوشته شده توسط کمپین کردستان  در ساعت 21:17 | لینک  |